در حال دریافت اطلاعات...
لطفاً شکیبا باشیددوست صمیمی، همکار باهوش یا کسی که تجربهای مکمل شما دارد؛ کدامیک میتواند شریک بهتری باشد؟
در شراکت قرار است درباره پول، مسئولیت، تصمیمهای سخت و آینده کسبوکار کنار هم باشید. پس بهتر است قبل از گفتن «شروع کنیم»، چند سؤال مهم را جواب بدهید.
سه نفر برای شراکت به ذهنش میرسند:
نیلوفر، طراحی ماهر مثل خودش؛
مهسا، باتجربه در فروش آنلاین و تأمین؛
و یکی از بستگانش که بسیار پرانرژی است، اما تجربه مشخصی ندارد.
شما جای سارا بودید، از کجا شروع میکردید؟
قبل از اینکه دنبال «چه کسی» بگردید، مشخص کنید «چرا» شریک میخواهید.
برای سرمایه؟ تخصص؟ ارتباطات؟ تقسیم مسئولیت؟ تصمیمگیری بهتر؟
اگر پاسخ روشنی ندارید، شاید هنوز به شریک نیاز نداشته باشید. بعضی نیازها را میتوان با استخدام، مشاور یا همکاری پروژهای هم برطرف کرد.
فرض کنید سارا طراحی محصول و تولید را عالی بلد است، اما تجربه زیادی در فروش آنلاین، تأمین و مدیریت سفارشها ندارد.
یک طراح دیگر شاید کمککننده باشد؛ اما کسی که این شکافها را پوشش دهد، احتمالاً ارزش متفاوتی به کسبوکار اضافه میکند.
شریک خوب معمولاً مکمل شماست، نه کپی شما.
مهسا قبلاً یک فروشگاه اینترنتی را مدیریت کرده، چند تأمینکننده قابل اعتماد میشناسد و با فرایند سفارش و ارسال آشناست.
سارا محصول و تولید را میشناسد؛ مهسا بازار و عملیات را.
حالا هرکدام چیزی وارد کسبوکار میکند که دیگری کمتر دارد.
شریک ممکن است به حسابها، اطلاعات مشتریان، قراردادها و تصمیمهای مهم دسترسی داشته باشد.
پس کافی نیست فقط از بودن با او لذت ببرید. باید به قضاوت، مسئولیتپذیری و تعهدش هم اعتماد داشته باشید.
قولهایی که مرتب نیاز به پیگیری دارند، نشانه خوبی برای یک شراکت بلندمدت نیستند.
شناختن کسی در جمع دوستان با شناختن او زیر فشار کاری فرق دارد.
اگر امکان دارد، اول روی یک پروژه واقعی اما محدود با هم کار کنید.
ببینید با تأخیر، اشتباه، فشار مشتری و تغییر برنامه چه میکند.
رفتار واقعی معمولاً بیشتر از وعدههای جلسه اول به شما اطلاعات میدهد.
یکی دوست دارد همهچیز برنامهریزی و مستند شود؛ دیگری ترجیح میدهد سریع جلو برود و در مسیر اصلاح کند.
هیچکدام الزاماً اشتباه نیست.
مهم این است که درباره سرعت کار، نظم، زمان تعهدشده، نحوه گزارشدادن و شیوه تصمیمگیری بتوانید به یک روش قابل قبول برسید.
شریک خوب کسی نیست که همیشه بگوید «هرچه تو بگویی».
باید بتوانید مخالفت کنید، دلیل بیاورید، بازخورد بشنوید و در نهایت به تصمیم برسید.
یک سؤال مهم:
وقتی اختلاف داریم، درباره مسئله حرف میزنیم یا خیلی زود بحث شخصی میشود؟
دو نفر ممکن است رابطه خوبی داشته باشند، اما آینده کاملاً متفاوتی برای کسبوکار بخواهند.
یکی یک برند کوچک و سودآور میخواهد؛ دیگری دنبال رشد سریع، سرمایهگذار و بازار بزرگتر است.
هیچکدام لزوماً اشتباه نیست. مشکل زمانی شروع میشود که این تفاوت دیر آشکار شود.
سارا دوست دارد تولید محدود بماند تا روی کیفیت هر محصول کنترل داشته باشد.
مهسا فکر میکند باید سریعتر تولید را بالا ببرند و در کانالهای فروش بیشتری حضور پیدا کنند.
این فقط اختلاف درباره «تعداد کیف» نیست.
آنها دو تعریف متفاوت از رشد و موفقیت دارند؛ موضوعی که باید قبل از شراکت دربارهاش حرف بزنند.
اگر قرار است شراکت جدی و بلندمدتی شکل بگیرد، سابقه همکاری فرد را هم بررسی کنید.
در صورت امکان با همکار، مشتری یا شریک قبلی او صحبت کنید.
مثلاً بپرسید:
به تعهداتش عمل میکند؟
در شرایط سخت چطور رفتار میکند؟
همکاری با او چه نقاط قوت و چه چالشهایی دارد؟
1. همکاری را شروع کنید؛ این اختلاف بعداً خودبهخود حل میشود
*2. درباره اهداف و سناریوهای آینده شفاف صحبت کنید و ببینید آیا میتوانید به توافق برسید
3. چون اعتماد وجود دارد، اختلاف درباره آینده اهمیت زیادی ندارد
4. یکی از طرفین برای جلوگیری از بحث، نظر دیگری را بپذیرد
قبل از شراکت، درباره چیزهایی حرف بزنید که معمولاً صحبتکردن دربارهشان راحت نیست:
هرکس مسئول چه کاری است؟
چقدر زمان میگذارد؟
چه کسی درباره چه موضوعی تصمیم میگیرد؟
پول چگونه وارد کسبوکار و از آن خارج میشود؟
ابهام امروز، میتواند اختلاف فردا باشد.
حتی اگر شریک شما دوست نزدیکتان است، توافقهای اصلی را فقط به حافظه و گفتوگو نسپارید.
مسئولیتها، ساختار مالکیت، نحوه تصمیمگیری، آورده هر نفر و قواعد مالی باید تا حد لازم روشن و مکتوب باشند.
مکتوبکردن توافقها بیاعتمادی نیست؛ جلوی برداشتهای متفاوت را میگیرد.
درباره سناریوهای سخت هم از قبل حرف بزنید.
اگر یکی از شرکا خواست خارج شود چه؟
اگر کسبوکار به سرمایه بیشتری نیاز داشت چه؟
اگر در یک تصمیم مهم به بنبست رسیدید چه؟
داراییهایی مثل برند، محصول یا کد متعلق به چه کسی است؟
بهتر است پاسخ این سؤالها از قبل مبهم نباشد.
تقسیم مالکیت تصمیم مهمی است و لزوماً نباید فقط بر اساس تعداد شرکا انجام شود.
سرمایه، زمان، مسئولیت، تخصص، دارایی فکری و تعهد بلندمدت هر نفر میتواند متفاوت باشد.
قبل از تعیین سهم، آورده و انتظار هر طرف را شفاف کنید و برای ساختار حقوقی مناسب از متخصص کمک بگیرید.
نام یک شریک احتمالی را بنویسید و به این پنج سؤال پاسخ دهید:
۱. چه چیزی به کسبوکار اضافه میکند که من ندارم؟
۲. به مسئولیتپذیری و قضاوتش اعتماد دارم؟
۳. سبک کاریمان قابل هماهنگشدن است؟
۴. تعریف مشابهی از موفقیت داریم؟
۵. میتوانیم اختلاف را بدون شخصیکردن بحث حل کنیم؟
اگر چند پاسخ هنوز مبهم است، بررسی بیشتری لازم دارید.
یک شراکت خوب فقط با صمیمیت یا هیجان شروع نمیشود.
ارزش مکمل، اعتماد، سازگاری کاری و هدف مشترک را بسنجید. قبل از تعهد بلندمدت با هم کار کنید، سؤالهای سخت را زودتر بپرسید و توافقهای مهم را مکتوب کنید.
برای انتخاب شریک، کمی بیشتر بررسیکردن معمولاً بسیار کمهزینهتر از اصلاح یک شراکت اشتباه است.